ولی چون صبرش زیاد است ...
دست نگه داشته...
دوست داشتن امری لحظه ای ست
ولی داشتن دوست، استمرار لحظه های دوست داشتن ...
سلامتیه...
نه انتظار میکشن..نه آه میکشن..نه درد میکشن..
نه فریاد میکشن...فقط دست میکشن و میرن.. ....
20مهرماه
خواجه شمس الدین محمد شیرازی شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف
به لسان الغیب از بزرگترین شاعران غزل سرای ایران و جهان به شمار می رود.
حافظ را نمی توان از سنخ شاعران تک بعدی و تک ساحتی محسوب و تفکر
شاعرانه ا
شعار حافـظ شیـرازی بـا الـهـام از تعالیم ناب اسلامی و مفاهیم گرانقدر قرآنی
روحش شاد.
صبحدم از عرش می آمد خروشی، عشق گفت
شعار حافـظ شیـرازی بـا الـهـام از تعالیم ناب اسلامی و مفاهیم گرانقدر قرآنی
سروده شده است و همگـی ایـن اشعـار حـاوی كنایات و استعارات زیبا و بی نظیر است.
روحش شاد.
صبحدم از عرش می آمد خروشی، عشق گفت
شعار حافـظ شیـرازی بـا الـهـام از تعالیم ناب اسلامی و مفاهیم گرانقدر قرآنی
این شاعر پرآوازه ایران زمین در سال791 یا 792 هجری قمـری دارفـانـی را وداع گفت.
روحش شاد.
صبحدم از عرش می آمد خروشی، عشق گفت
شعار حافـظ شیـرازی بـا الـهـام از تعالیم ناب اسلامی و مفاهیم گرانقدر قرآنی
این شاعر پرآوازه ایران زمین در سال791 یا 792 هجری قمـری دارفـانـی را وداع گفت.
روحش شاد.
تنهایی...
تنهایی...
رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را
به یاری نخوانیم،
برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند.
طعم توفیق را می چشاند.
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن
و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت
زنده میكند .
"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است .
" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است
و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی"
را احساس کردم
مرگ آرزوها
دکتر شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!
خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟
تو محکومي به زندگي کردن
تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي
نمی دانم...
نمي دانم بعد از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم كه كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي بسازد
گلويم سوتكي باشد به دست بچه اي گستاخ و بازيگو
و او يكريزو پي در پي
دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدين سان بشكند هر دم سكوت مرگبارم را
درسی...
آنگاه كه غرور كسی را له می كنی،
آنگاه كه كاخ آرزوهای كسی را ویران می كنی،
آنگاه كه شمع امید كسی را خاموش می كنی،
آنگاه كه بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه كه حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه كه خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی كدام آسمان دراز می كنی تابرای
خوشبختی خودت دعا كنی؟
دلم باز شكست!
دلم باز شكست!
دلم باز شكست!اينبار تيكه پارچه هاي دلم خورد شدن!پودر شدن!
حتي صداي شكستن دلم تا گوش همسايه رسيد!
اينبار باز هم فهميدم كه همه چي از خيلي اول تموم شده!
از همون اول اول!الان نميدونم چه حسي دارم!
ميخوام فرياد بزنم ولي بغض گلوم نميذاره!
ميخوام برم با دمپايي محكم بزنم تو سر طرف!
اوني كه بدون هيچ وجداني هي داري دل منو ميشكني!
الهي دل خودتم بشكونن!
الهي خودت هم گريه كني و كسي پيشت نباشه!
فقط نميدونم چرا هي دارم اينو با خودم تكرار ميكنم!
اگه مامانم زنده بود اينجور نميشد!
یادت باشه که
فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند . . .
مرگ
امشب از اون شبهایی هستش که دوست ندارم هیچ وقت صبح بشه .
ای کاش امشب صبح نشه .
ای کاش می تونستم جلوی خورشید رو بگیرم تا طلوع نکنه .
اما چه کنم که چنین قدرتی رو ندارم .
دلم می خواد گریه کنم اما نمی دونم چرا اشکام خشک شده .
امروز از صبح که بلند شدم حالم خوب نبود.
اما بازم مثل همیشه وقتی این جا شروع می کنم به نوشن آروم می شم .