دلم باز شكست!

دلم باز شكست!

دلم باز شكست!اينبار تيكه پارچه هاي دلم خورد شدن!پودر شدن!

حتي صداي شكستن دلم تا گوش همسايه رسيد!

اينبار باز هم فهميدم كه همه چي از خيلي اول تموم شده!

از همون اول اول!الان نميدونم چه حسي دارم!

ميخوام فرياد بزنم ولي بغض گلوم نميذاره!

ميخوام برم با دمپايي محكم بزنم تو سر طرف!

اوني كه بدون هيچ وجداني هي داري دل منو ميشكني!

الهي دل خودتم بشكونن!

الهي خودت هم گريه كني و كسي پيشت نباشه!

فقط نميدونم چرا هي دارم اينو با خودم تكرار ميكنم!

اگه مامانم زنده بود اينجور نميشد!

از فشار زندگی نترس

یادت باشه که

فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند . . .