فرياد نمي کشم، که خواهند گفت از استخوان درد است

مویه نخواهم کرد، باور نمي کنند اين صداي زخمي يک مرد است

گريبان نمي درم، که عرياني عادت درختان بي تصميم

در تازيانه ـي هواي سرد است

صله اي نمي خواهم از هيچ کس،

چرا که طلا تمام افتخار از اين دارد که به رنگ گونه هاي من زرد است

او هم آدم است

او هم آدم است

اگـــر دوستت دارم هـــایت را نشنیــده گرفت

غصه نخــور

اگـــر رفت گریــــه نکن

یک روز چشمــــهای یکــــ نفر عـــاشقش میکند

یک روز معنی کم محلی را می فهمد

یک روز شکستـن را درک میکند

آن روز می فـــهمد آه هـایی که کشیدی

از تــهِ قلبت بوده

می فهــمد شکـــستـن یک آدم تـــاوانِ سنگینی دارد