نمی دانم...
نمی دانم...
نمي دانم بعد از مرگم چه خواهد شد
نمي دانم بعد از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم كه كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي بسازد
گلويم سوتكي باشد به دست بچه اي گستاخ و بازيگو
و او يكريزو پي در پي
دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدين سان بشكند هر دم سكوت مرگبارم را
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:15 توسط دل شکسته
|