این جا
این جا شاید تنها جایی از زمین باشه
که میتونم به لطافت باران و ساده مثل خودم نفس بکشم......................................................
من از عشق بارون به دریا زدم....
به بارون و به اسمون دعوتیم....
چه مهمونی با شکوهی شده تو این لحظه هایی که هم صحبتیم.................
باران که میبارد....دلم تنگ میشود...
راه می افتم بدون چتر...من بغض میکنم ...اسمان گریه.....
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱ ساعت 17:6 توسط دل شکسته
|