سلام به همهی دوستای خوبم که همیشه با مهربانی هاشون

من رو شرمنده کردن

ببخشید اگه دیر به دیر میام یا اینکه دیر به پیاماتون جواب می دم

چند روزی هست که حالم زیاد خوب نیست از نظر روحی داغونم

دستم به هیچ کاری نمی ره سر کارم نمی رم ۳ماه مرخصی گرفتم

که خودم رو پیدا کنم اما نمی دنم چرا هر روز می گذره

احساس تنهایی بیشتری می کنم

از خودم خسته شدم دلم می خواد بمیرم

دیگه حتی دلم نمی خواد دانشگاه برم

اون موقها وقتی دلم می گرفت هر ساعتی هرلحظه ای

می رفتم سر قبر سعیدم

سر قبر داداش ابوذرم اما الان هر دفعه که میرم دلتنگتر می شم

دیگه آروم نمیشم

بریدم از خودم از زندگی از زنده بودنم

کاش خدا راحتم می کرد تا دیگه زجر نکشم

خداجون دیگه طاقت این همه تنهایی رو ندارم

خدایا تورو به پاکی حضرت فاطمه(س)

قسم راحتم کن.....