سعیدم وقتی که داشتن برا آخرین بار غسلش می دادن
چقدر سخته اونی که تمام زندگیت هست رو با آب سرد جلویی چشمات بشورن
اما حتی نتونی بهش دست بزنی ونزاری با آب سرد غسلش بدن
چقدر ساخته بالای سرش باشی وقتی که دارن برا آخرین بار حمامش می کنن
اما حتی نتونی بهش نگاه
چقدر سخته همسرت رو جلوی چشمات لباس سفید تنش کنن
اما حتی نتونی لباسش رو مرتب کنی
ای خدا تا کی باید تحمل کنم
پس کجایی چرا صدام رو نمی شنوی
ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 20:52 توسط دل شکسته
|