میدونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه ؟
اینه که هیچ کس اشکات رو نمی بینه


شاید از زندگی سیرم
اما از بارون نه
شاید از تاریکی میترسم
اما ستاره هارو دوست دارم
شاید تنهایم خیلی بزرگه
اما از خدا بزرگتر نیست
شاید خیلی غصه میخورم
اما سیر نمیشم
شاید خیلی حرف میزنم
اما حرف مفت نمیزنم
شاید تازگی ها اینجوری شدم
اما قدیمااینجوری نبودم که
شاید خیلی عوض شدم
اما بهتر شدم نه بدتر
شاید خیلی ساده شکسته شدم
اما از سنگ که نبودم
شاید یه روزی دوباره بهت رسیدم
شاید خیلی وقته که از یاد رفتم
اما خودم که حافظه ام خوب کار میکنه
شاید درست نیست اینجا بنویسم
مگه من نویسنده ام؟
شاید نویسنده باشم
اما جز از تو نمینویسم
شاید ...شاید... شاید...

وهزاران شاید بی جواب دیگر............