قلب...
حالا
از تمامي قصه ، تنها
قاب عكسي مانده ست
كه شباهتي عجيب به قلبی از تبار ترانه دارد
حالا باران كه مي آيد
خاك اين قلب خالي
هنوز بوي عشق و عود و عسل مي دهد
حالا مدام از پي نشاني تو
فنجان هاي قهوه را دوره مي كنم
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 23:39 توسط دل شکسته
|