خسته ام خسته...
چقدر دقیقه ها برام سنگین میگذره ...
این سکوت آروم و قرار رو از من ربوده ...
دوست دارم داد بزنم ...
دلم مثل پرنده ای خودش رو به دیوارهای تنم می کوبه ...
به دلم بغضی سنگینی حاکمه ، بغضی که خیال باریدن داره ....
دلم محتاج باریدنه .....
این روزها دلم به دنبال یه کویر می گرده برای فریاد خسته ام .....
به خدا خسته ام .................

+ نوشته شده در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 22:36 توسط دل شکسته
|