چقدر دقیقه ها برام سنگین میگذره ...

این سکوت آروم و قرار رو از من ربوده ...

دوست دارم داد بزنم ...

دلم مثل پرنده ای خودش رو به دیوارهای تنم می کوبه ...

به دلم بغضی سنگینی حاکمه ، بغضی که خیال باریدن داره ....

دلم محتاج باریدنه .....

این روزها دلم به دنبال یه کویر می گرده برای فریاد خسته ام .....

به خدا خسته ام .................