شب 13 فروردین 1390
بزن
امشب
چه خوش مي زني باران
هرگز نبودم با او
زيراين ساز هماهنگ
بزن ...
شايد او
ترانه اي عاشقانه مي خواند
با ساز تو
بزن باران
شايد قلب او
به تپشي دوباره افتد
و مرا
در زير اين باران بيابد...
بزن
امشب
چه خوش مي زني باران
هرگز نبودم با او
زيراين ساز هماهنگ
بزن ...
شايد او
ترانه اي عاشقانه مي خواند
با ساز تو
بزن باران
شايد قلب او
به تپشي دوباره افتد
و مرا
در زير اين باران بيابد...
کی میتونه بعد تو محرم راز من بشه؟
کی میتونه بعد تو همه چیز من بشه؟
کی میتونه جای تو بگیره و درد دلامو گوش بده؟
کی دیوونه کردنو مثل چشات خوب بلده؟
بعضی وقتا میامو یواشکی روسنگ قبرت بوسه میزنم
می خوام کسی ندونه هنوزم منتظرم
کی میتونه بجای من برات شبا لالایی بخونه؟
شنیدم اون غریبه قدر تو رو نمیدونه
غریبه تورو خدا عشقمو اذیت نکنی
قول مردونه بده بدنش رو کم رنک نکنی
قول بده چشای اون هیچ موقع اشک منو نبینه
قول بده که هیچ شبی بدون انتظار من نشینه
قول می دم زود بیام نزارم که خاک ازم دورت کنه...

شبی از شبها تو به من گفتی که شب باش:
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود
به امیدی که تو فانوس شب من باشی


یه شب بهم گفتی هیچ وقت تنهام نمی زاری
دیگه اجازه نمی دی اشک از چشمام بریزه
اما دل سنگ روزگار نذاشت به قولت وفاکنی
تورو هم ازم گرفت تا اشکام دیگه هیچ وقت
واینسه وداغ آغوش گرمت رو دلم گذاشت
روزگار به هیچ کس وفا نمی کنه....
سلام به همه دوستای خوبی که همیشه ودر همه شرایط من
رو تنها نذاشتن ![]()
![]()
![]()
![]()
قبل از هر چیزی می خوام بگم سعیدم چه کسی هست؟
سعید همسرم بود که براهمیشه من رو تنها گذاشت رو رفت
پیش خدا تو آسمون آبی
ابوذر هم تنها داداشی من بود که ۴۵ روز قبل از سعید تنهایارو
همدم تصادف کردوتنهام گذاشت.
وتنها آبجیش رو تو این دنیا تنها گذاشت ازدواج من وداداش
ابوذر یه روز بود
اما چه فایده که انگار روزگار از شادی من وابوذر حسودیش
شد هم تنها برادر هم شریک زندگیم رو ازم گرفت انگار تقدیر
من تنهایی هست الان من تو دنیااول خدا رو دارم بعد محبت
شما دوستای خوبم رو من اصلا پدر رو ندیدم که درراه خدا
شهید شدومادرم هم بعداز پدرم زیاد دوام نیاورد ورفت پیش
عشقش من موندم وابوذر اما حالا همه رفتن وفقط من موندم
که زجز دنیارو تحمل کنم و...
امیدوارم تونسته باشم جواب سوالات شما دوستای خوبم
رو داده باشم ببخشیداگه دیر جواب می دم بزارید به حساب
فراموشی وفشار زندگی که داره از پا درمیارم
نمیدانستم
من هم میتوانم سنگدل باشم!
تو هم میتوانی مثل من باشی
سخت نیست گام اول را برداری خود به خود احساس
سنگ بودن خواهی کرد
انگار نه انگار روزی نفسهایش آرام بخش جانت بود
انگارنه انگار لبخندش شادی بخش لبهایت بود
انگار نه انگار دلتنگ توست
انگار نه انگار منتظر لبخند توست
بگذار سنگدلیت را لمس کند
بگذار به مهربانیهایت شک کند
بگذار بفهمد تو هم میتوانی مثل او شوی
سنگ شوی سخت شوی و بی احساس

دوستت دارم
حتی اگه نتونم هیچوقت به یادت گریه کنم
نمیدونم این حس من تا به حال بهت دست داده
اینکه بخوای گریه کنی و نتونی
اینکه یه دنیا حرف داشته باشی و سکوت کنی
و تمام احساست تبدیل به بغض شه
این چه حسیه که داره عذابم میده به خدا تقصیر من نبود
فاصله
بی طاقتم کرد....

فقط دوست داشتم به یادم باشن اونایی که بیادشونم
اولین پیام تبریک از طرف تو بود
باورم نمیشد
فکر میکردم خیالاتی شدم
بهترین روز زندگیم امروز بود
همین که فهمیدم برات ارزش دارم
و هنوزم بیادمی
مرسی از تموم خوبیات
میدونی چقدر شاد شدم ![]()
تولد فقط یه بهونست
یه بهونه واسه این که بدونی هستی
و توی دنیای بزرگ
یه نفر به یادته
و این حس قشنگیه ![]()

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت بی قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ی ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بیرنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
هوای لحظه هایم بارانی که می شود
چشمهایم بارش یکدست باران را
چنان دنبال می کند
که گویی درنمناکی نفس های قطره هایش
ردی از نگاههای ساکت تورا
جستجو می کند
لحظه های عاشقی ام وقتی بارانی می شود
سراسر خواهش می شوم
برای گرفتن دستانت
زیر چکه کردن بی بهانه ای که
بی دلیل آغاز می شود
و لحظه ای بعد پایان می یابد
باران بی قراری هایم که باریدن می گیرد
سکوتی عاشقانه لبهایم را
به خاموشی دعوت می کند
و نگاه هایم شررهای عشق را
پشت پلک های خیسم پنهان می کند
باران که می بارد
تنها چیزی که لذت شکوه بارش را
کامل می کند
نگاهی است که بی هوا
از چشمان آفتابی ات
به دیدگان مشتاق من
می نشیند
و حس از همیشه عاشق تر بودن
چنان سراغ ثانیه هایم را می گیرد
که همچون قطره های باران
سبکبال و پر التهاب
برآستان حضور همیشه مهربانت
فرود می آیم
امروز من می بارم
و با قطره قطره این باران
جاری می شوم
تا لحظه ای که
کنارت آرام گیرم