ای خدای مهربون دلم خیلی گرفته...

عشقم چرا تنها رفتی پس من چی...."ابوذر عزیزم روحشت شاد"


♥♥آنگاه که غرور کسی را له می کنی ،


آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی ،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی ،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،


آنگاه که حتی گوشت را می بندی

تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی ،

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم ،

دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟؟؟؟♥♥

جمعه 23 اسفند1392 | 20:2 | دل شکسته | |



ڪاش بوבے . . .

وقتـے بغض مـے ڪرבم . . .

فقطـ بغلم مـیڪرבی و مـیگفتـے . . .


ببینم چشمـــــاتو . . . منـــــو نگاه کـטּ . . .

اگہ گریــہ ڪنـے قهـــــر مـیکنم میرمـــــا . . .!

جمعه 23 اسفند1392 | 19:56 | دل شکسته | |

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی

کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ..



جمعه 23 اسفند1392 | 19:49 | دل شکسته | |

یکی باید باشد که آدم را صدا کند..
به نام کوچک اش صدا کند..
یک جوری که حال آدم را خوب کند..
یک جوری که هیچ کس دیگر بلد نباشد..
یکی باید آدم را بلد باشد.

جمعه 23 اسفند1392 | 19:46 | دل شکسته | |


من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم


هر شب  بدون آنکه خوابم بگیرد


از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم


و دست آخر


همه را فراموش کنم


http://upcity.ir/images2/95214820883750869143.jpg


جمعه 23 اسفند1392 | 19:43 | دل شکسته | |



به تو که فکر میکنم


بغض می آید


اشک می آید


دلتنگی می آید


به تو که فکر می کنم


مهمانی عجیبی به راه می افتد !

جمعه 23 اسفند1392 | 19:41 | دل شکسته | |

باهـــــــــــر کــــــــــس میشـــــــــه خنـــــــدیــــــــد....


ولـــــــــــــــــــی !!!


فقــــــــــط در آغــــــــــوش یـــــــــک نفـــــــــــرمیشــــــــــه



گـــــــــــــریــــــــــه کـــــــــــرد.....



جمعه 23 اسفند1392 | 19:40 | دل شکسته | |


هنوز برایم زود است که دریابم چه به روزم آمده،

 

تابفهمم که غربت روزهایم از این پس چه سهمی از سرمای زمستان دارد..

پنجشنبه 22 اسفند1392 | 23:3 | دل شکسته | |


هر وقت دلم تنگ میشه این شعر و با خودم زمزمه میکنم.

یادگاری از شیرین ترین دوران نوجوانیه که کمی آرومم میکنه.

. . .

صدای باد و بارونه، صدای شرشر آروم ناودونه
 

یکی داره تو تنهایی یه شعر تازه میخونه

 

صداش گریون، دلش غمگین، خودش کوچیک، غمش اندازه دنیا

 

دلم غمگین و بی تابه، مث ماهی توی یک تنگ بی آبه

 

دلم گنجشک پر بسته س، تک و تنهاس، از این بی همدمی خسته س

 

دلم یک همزبون میخواد، یه دوست مهربون میخواد

 

یکی باشه، همدمم باشه

 

مث یک نقطه روشن توی تاریکی پیدا شه

 

ببار ای نم نم بارون   

                         

که باز آبی بشن ابرا

 

که باز از پشت این ابرا 

                       

 بشه خورشید ما پیدا

پنجشنبه 22 اسفند1392 | 23:2 | دل شکسته | |

 

به من برگردون اون روز و که با تو زندگی خوب بود

 

به شوق دیدنت هردم تو دل بدجوری آشوب بود

 

به من برگردون اون روز و شب و از بین ما بردار

 

یه کاری کن که برگرده گذشته های بی تکرار

 

که من جا مونده ام انگار تو اون روزا و لحظه ها

 

با این من آشنا نیستم من انگار مرده ام سالها

 

منو برگردون از گریه به خنده های بی وقفه

 

وجودم یخ زده از غم غمت طوفانی از برفه

 

به من برگردون احساسی که آرومم کنه بازم

 

وگرنه من بدون تو با دلتنگی نمیسازم

 

میام پیش تو که رفتی حالا که سرد و غمگینم

 

تو هم برگردون آغوشت که من محتاج تسکینم

 

به من برگردون حسی که گرفتی از دلم ناگه

 

دارم شک میکنم حتی ما باهم بوده ایم یا نه

 

یه کاری کن منه مرده دوباره زنده شم در تو

 

عزیزم کار سختی نیست فقط یک لحظه پیدا شو

 

همیشه دوست داشتم، کسی جایی منتظرم باشد. اما حالا

 

کسی جایی منتظرم نیست.  

 

هیچ کس!

پنجشنبه 22 اسفند1392 | 22:58 | دل شکسته | |

... من دخترکی بی قرار شده‌ام

که حرف‌هایم شبیه گنجشک‌های کوچک

به سمت تو پرواز می‌کنند.

من با تو حرف می‌زنم

چرا که فقط تو می‌دانی

آرزوها...

پروانه‌های روشنی هستند

که گاهی گیر می‌افتند میان موهایت

فقط تو می‌فهمی

زمین قصه‌ای طولانی ست

...

پنجشنبه 22 اسفند1392 | 22:57 | دل شکسته | |


دوشنبه 19 اسفند1392 | 21:40 | دل شکسته | |

عشق می بارد


بیا بدویم در باران


تو تا ته کوچه های دلم و من تا زیر رنگین کمان چشمانت !


باران مرا یاد چتر می اندازد و چتر مرا یاد قرارمان


قرارمان که یادت هست ؟


اینکه آغوشت را چتر کنی تا چشمهایم بیش ازین خیس نشوند ؟؟؟!

دوشنبه 19 اسفند1392 | 21:31 | دل شکسته | |


چشم هایت را ببند  فکرکن آواره ای


می کشی دنبال خود یک دل صد پاره ای


انقدر تنها شدی  مثل توی فیلم ها


مست افتادی چنان در کف کاباره ای


نصف شب در کوچه ها  راه را گم کرده ای


مرگ دنبال سرت  می دوی بیچاره ای


از خلایق خسته ای  بی خودی دل بسته ای


کاش می شد کشف کرد آنطرف ها قاره ای


با صدای ترمزی جای من هی فکر کن


سالها در حسرت  یک جواب آره ای

دوشنبه 19 اسفند1392 | 21:29 | دل شکسته | |


دوشنبه 19 اسفند1392 | 21:12 | دل شکسته | |

www . night Skin . ir